رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
26
در آستانه قرآن ( فارسى )
در نتيجه ، مشاهده مىشود كه ادعاهائى وجود دارد كه محمد ( ص ) خواندن و نوشتن مىدانسته است . باضافه ، دلايلى داريم كه بنابر آنها مىتوانيم فكر كنيم ساير اعضاى خانوادهء او از قبيل عمويش ابى طالب و پسر عمويش على نيز اين دانش را فراگرفته بودهاند . وانگهى ، براى منظورى كه ما تعقيب مىكنيم ، هدف اين نيست كه حدس بزنيم آيا محمد ( ص ) خواندن و نوشتن مىدانسته و يا نه ؟ بلكه مطلب بر سر اين است كه بدانيم آيا شخصا با دست خود به نوشتن قرآن مبادرت ورزيده يا نه ؟ بنابراين ، از اين نظر امكان شكى وجود ندارد . هيچ سندى در دست نداريم كه نشان دهد پيغمبر به نوشتن وحيى كه به وسيله او دريافت مىشده است بپردازد . برعكس ، مقدارى دلايل قابل اعتماد در اختيار داريم كه بما نشان مىدهد پيامبر اين مأموريت را به كاتبان وحى واگذار كرده است . در اين فرضيه كه او ( ص ) نوشتن مىدانسته ، آيا خود را تا آن حد ماهر احساس نمىكرد كه اين كار را شخصا انجام دهد ؟ و يا برعكس اين خود وسيلهاى بوده است براى برقرارى وجه تمايزى ميان او ( ص ) و آن عده از صحابه كه به عنوان كاتب برگزيده شده بودند ؟ در اين گونه موارد هيچگونه اطلاعى نداريم . مع ذلك احساس مىشود كه در دورهاى كه جامعهء اسلامى پس از سال 632 مسيحى / 11 هجرى اين ضرورت مطلق را دريافت كه وحى را مورد مقابله كامل قرار دهد ، اين موضوع مىتوانست عواقب وخيمى در بر داشته باشد .
--> عجاج الخطيب 296 ، ولترواسلام دكتر جواد حديدى 94 ببعد ، مكتب وحى جعفر سبحانى ( قم 1356 ) ، علوم الحديث دكتر صبحى صالح 15 و 16 ، مناهل العرفان زرقانى 1 : 357 ، عصر النبى 434 و راميار : تاريخ قرآن ( تهران 1346 ) 124 تا 138 . م .